هیئت بیت الاحزان حضرت زهرا (س) اهواز

محفل عاشقان وارادتمندان مادر سادات

هیئت بیت الاحزان حضرت زهرا (س) اهواز

محفل عاشقان وارادتمندان مادر سادات

هیئت بیت الاحزان حضرت زهرا (س) اهواز

مراسم هفتگی

زمان : جمعه شب ها ساعت20

مکان : کیانپارس - کوی سید خلف - حسینیه امام هادی (ع)

بانوای : حاج رضا معینیان


سامانه پیامک: 30002666800000

طبقه بندی موضوعی

    

 

چرا وبلاگ بچه حزب اللهی ها نباید مختص خودشون باشه باید از وبلاگ های ساده مذهبی به جای قالب اختصاصی استفاده کنن ؟

 

سلام علیکم
گروه نرم افزاری هیئت بیت الاحزان زهرا سلام الله اقدام به طراحی قالب مذهبی نموده است .لطفا جهت اطللاع بیشتر یک نظر خصوصی برای وبلاگ هیئت بیت الاحزان ارسال نمایید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۸۹ ، ۲۰:۳۹
هیئت بیت الاحزان

قلب فرو می ریزد، بغض می شکند، مروارید اشک بی امان از دریای دلت سرازیر می شود، اقیانوس آرامش هم که باشی در بقیع از این همه غربت اهل بیت رسول الله طوفانی می شوی و نمی دانی چه کنی ،تنها نگاهت از خاک سرخ بقیع به افق بیکران آسمان خدای بقیع که وصل می شود ،دلت به امید روز فرج مولا آرام می گیرد تا روزی که بیاید و مرهم این زخم دیرین شود. ... هر روز فوج فوج زن و مرد مسلمان از سراسر دنیا به مدینه وارد می شوند تا از این مکان برای حج عازم شوند، مگر می شود حج کرد بدون رسول الله و فاطمه و علی "ع"، پابرهنه و غنی آمده اند تا ندای رسول الله و اهل بیتش را پاسخ گویند .

 اینجا چشم ها به جای دل سخن می گویند، در بقیع کلام ، دعا که ارتباط کلامی با خداست ممنوع شده است اما دل را چه می کنند ؟ ای دل آرام گیر، آمدی تا بیابی خودرا و بجویی او را ، اهل بقیع راز سربه مهر عالمند،به خود نیامده ای که دل ها آورده ای ، آنها که با دریا دریا التماس راهیت کردند و بقیع نشینان را سلام دادند. این خیل میلیونی زائر آمده اند، آنانی که نگاهها، دلتنگی ها '،بغض ها و سلام ها و دعاهای ملت خویش را همراه دارند ،ناگفته های خفته تمام نیازمندان عالم. حج نیامده ها ی دلداده به حج چشمشان اینجاست، دلشان در پرواز و نگاهشان به آسمان ، خدایا زائران بقیع امانت دار پیام حج نیامده هایند ، اینان آمده اند اما در پشت این دیوارهای بلند و بسته دلشان شکست.

 تکیده قامتان چونان سرورانشان در بقیع غریب و دلشکسته اند ، اشک های آنان را نیز تاب ندارند این میزبانان دنیوی، آخر این دل شکسته های شیعه چه کنند ،کجاروند ، مگر دیوار حائلی است بین عاشق و معشوق ، عتاب ،عشق نمی روبدو نهی از عاشق ،شعله های عشق را سرکش می کند. اینجا بقیع است ، مکانی در جوار مسجد النبی اما بادیوارهای بلند او را بسته اند بر روی میهمانان رسول الله ، ندای زائرانی که به امید دیدار با چهار ائمه اطهار و حضرت زهرا"س" وارد این مکان شده اند قلبت را به درد می آورد: بقیع آرام جان و روح و روانم شده ای، چه شده که همه دنیا را درلحظات در کنارتو فراموش می کنم. ره گم کرده دنیا هستم و اینجا گویی تاریخ گم شده خود را یافتم.

 دینا نسیان را تحفه هر روزه ما ساخته اما امروز چشم ها در بقیع بیدار شده ، دل ها فروریخته و محبوب جلوه کرده . بقیع نگاه کن ببین که پابرهنه ها و پینه بسته دستان ،به زانوی ادب برخاک عشقت نشسته اند، این همه دل باخته اند و معشوق را می خوانند. اینجا نگاه از آسمان در دو افق سیر می کند، سمتی حرم و مسجد شریف نبوی و سوی دیگر سرزمین بقیع. ای رسول خدا ای رسول امی برخیز میهمانانت به رسم هر سال از راه رسیده اند ، اینان امت تواند، همانان که افتخارشان این است که تو را رسول امی می خوانند. زرد و سیاه و سفید ، آسمان به آسمان ، ملک به ملک ، سرزمین به سرزمین مشقت ها برده اند تا دراین سرزمین تو را بجویند ، به امید آنکه لبیک گویان حق را گوشه چشمی داشته باشی و خیل ملتمسان را به آمین اجابت دعایشان هدیه کنی.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۸۹ ، ۱۷:۰۱
هیئت بیت الاحزان

 

این مطلب را حتما بخوانید

یک شهید زنده

خوابش کرده بودند یعنی یک اسپری خواب‌آور زده بودند مقابل صورتش و بی‌اختیار خوابش برده بود. تا بیدار شود و بخواهد بفهمد چه شده همه دار و ندارش را برده بودند. نباید می‌خوابید. اگر مقاومت کرده بود. جنگیده بود. آن احساس امنیت کاذب را از دلش بیرون ریخته بود. آمادگیش را حفظ کرده بود. مغلوب نمی‌شد. کم نمی‌آورد که دشمنش بتواند دست در جیبش کند و اسپری خواب‌آورش را دربیاورد و بعد هم او را از پا بیندازد.

عیب کار این بود که وقتی گفتند: جنگ تمام. آقا بروید خانه‌هایتان. اسلحه‌ها زمین‌گیر وقت ساختن است. سختی و بی‌خوابی و هوشیاری تمام شد. او هم باور کرد دلش آرام شد که به آسایش رسیده، وقتی به خودش آمد که دید دانه دانه جوان‌ها دارند مُردة دنیا می‌شوند و او مُرده شور، غفلت کرده بود بدون آن که دشمنش غفلت کرده بود. نشسته بود به امید دیگران و اجازه داده بود تا برایش برنامه بریزند و نتیجه‌اش شده بود له شدن گل‌های بهاری‌اش.

حتی آن‌قدر محسور شده بود که هر هفته سینما و پارک و استخر و اسکیت و... رفته بود اما ماهی یک‌بار بچه‌ها را گلزار نبرده بود. از انواع فیلم و تیم‌های فوتبال و مدل ماشین و طلا و سکه و مشکلات گرانی حرف زده بود و از شهدا در خانه خاطره نگفته بود. به بچه‌ها به خاطر شاگرد اولی و کاپیتانی و خوش‌مزگی جایزه داده بود اما هیچ وقت یک کتاب داستان از شهدا نگرفته بود تا در ازای خواندنش یک هزاری جایزه بدهد ـ بچه‌ها را برده بود رستوران و کافی‌شاپ، بستی و آبمیوه مهمانشان کرده بود اما یک ظهر جمعه کباب نخریده بود و خودش و بچه‌هایش را مهمان شهدا نکرده بود، یعنی خواب راحت کرده بود. برای بچه‌هایش همه چیز را ارزشمند و زیبا کرده بود جز زیبایی‌ها را. بچه‌های ما تقصیر ندارند. وقتی که روزی 11 کانال 24 ساعته از همه چیز دم می‌زنند و یک پنجشنبه یک ساعت از قهرمان و شهید آنها هم فکر کنند که اصل چیز دیگری است پس بکوب عکس مرد عنکبوتی را بر دیوار اتاقت و تزیین کن چپ و راست و کج و راست و در و دیوار را با عکس‌های فوتبالیست‌هایی که... نام تک‌تک بازیکن‌های مو بور و مو بلند و مو فری و سیاه و سفید و زرد خارجی را بداند و از پهلوان و قهرمان کشورش هیچ نداند دیر نیست امروز شروع کنید مطمئناً با درایت و ایمان و پشتیبان‌هایی که ما داریم پیروزی‌مان قطعی است، غفلت شیعیان و مسلمانان تاریخ گذشته پشت آدم را می‌لرزاند پس لطفاً بیدار شوید که فردا دیر است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۸۹ ، ۱۷:۰۸
هیئت بیت الاحزان

 

امروز ما انتظار فرج داریم. یعنى منتظریم که دست قدرتمند عدالت‏گسترى بیاید و این غلبه‏ى ظلم و جور را که همه‏ى بشریت را تقریباً مقهور خود کرده است، بشکند و این فضاى ظلم و جور را دگرگون کند و نسیم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند، تا انسانها احساس عدالت کنند. این نیازِ همیشگى یک انسان زنده و یک انسان آگاه است؛ انسانى که سر در پیله‏ى خود نکرده باشد، به زندگى خود دل خوش نکرده باشد. انسانى که به زندگى عمومى بشر با نگاه کلان نگاه میکند، به طور طبیعى حالت انتظار دارد. این معناى انتظار است. انتظار یعنى قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجودِ زندگى انسان و تلاش براى رسیدن به وضع مطلوب، که مسلّم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولى خدا، حضرت حجت‏بن‏الحسن، مهدى صاحب زمان (صلوات اللَّه علیه و عجّل اللَّه فرجه و ارواحنا فداه) تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز، به عنوان انسانى که حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت کند، آماده کنیم.

انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کارى نزند، هیچ اصلاحى را وجهه‏ى همت خود نکند، صرفاً دل خوش کند به اینکه ما منتظر امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام) هستیم. اینکه انتظار نیست. انتظارِ چیست؟ انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملکوتى است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‏ى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‏ى واقعى خدا بکند. باید براى این کار آماده بود. تشکیل نظام جمهورى اسلامى یکى از مقدمات این حرکت عظیم تاریخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، یک قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگى است. این آمادگى را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان حفظ کنیم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزیز ما، به ملت ایران، که توانسته‏اند این قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده کنند. این معناى انتظار فرج است. انتظار فرج یعنى کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى که امام زمان (علیه الصّلاه والسّلام) براى آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۸۹ ، ۱۷:۰۵
هیئت بیت الاحزان

        « لا قرب بالنوافل اذا اضرت بالفرائض »

        از واجبات بسیار ارزشمندی که اصول را گرمی می بخشد و فرائض به آن اقامه می گردد و برای احیاء فرائض به پا شده، قیام حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه است.

        لذا برای بهره مند شدن هر چه بیشتر از این سفره بابرکت الهی، بهتر است که این موارد را در نظر بگیریم:

        الف) مبادا این کار که مورد نظر و توجه همه اولیاء الهی بوده است، به اعمال و گفتاری که زیبنده آن سرور معظم نباشد آلوده سازیم.

        ب) خطیب تلاش کند که این الگوی بزرگ را در حد توان نزدیک به آن حضرت معرفی و شناسایی دهد.

        پ) مداح شور را با شعور همراه سازد.

        ت) جلسه گردانها، حرمت صاحب جلسه و شرکت کنندگان را پاس دارند.

        ث) شرکت کنندگان در برنامه ها خلوص و ادب را مراعات کنند.

        ج) همگان حالتی بر خود تمرین کنند که روز عاشورا بتوانند بگویند: ای آقا حسین، همه دارایی، زن و فرزند و جانم فدای شما و اهل و عیالتان. اگر به این رتبه نرسیدی، اقلاً بگو: « بابی انت و امی و نفسی ».

        چ) مبادا که دروغ باشد. اگر نتوانستی، سر افکنده به خود بنگر که چه مشکلی داشته ای، که این گونه شده ای
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۸۹ ، ۱۷:۰۱
هیئت بیت الاحزان